X
تبلیغات
رزمنده جنگ سخت دیروز در جبهه جنگ نرم امروز
صفحه اول تماس با ما RSS
رزمنده جنگ سخت دیروز در جبهه جنگ نرم امروز
وظیفه ی ما در زمان حاضر بصیرت افزایی است.
مجمع نویسندگان پیرو خط رهبری مجمع نویسندگان پیرو خط رهبری یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۱ - ۲۱:۵۸ نظر(3)
ايران‌ حاكميت‌ ٥٠درصدي‌ يكي‌ از مهمترين‌ تنگه‌هاي‌ بين‌المللي‌ يعني‌ تنگه‌ هرمز را داراست‌ كه‌ نبض خليج‌ فارس‌ را در دست‌ دارد. جزاير سه‌گانه‌ تنب‌ بزرگ‌ ، كوچك‌ و ابوموسي‌ سه‌ جزيره‌ از شش‌ جزيره‌ ايراني‌ هستند كه‌ به‌ جزاير قوسي‌ مشهور هستند. اهميت‌ اين‌ جزاير به خاطر موقعيت‌ نظامي‌شان‌ است‌ كه‌ به‌ عنوان‌ دژ دفاعي‌ تنگه‌ هرمز قلمداد مي‌شوند.حاكميت‌ شمالي‌ تنگه‌ هرمز از آن‌ ايران‌ و حاكميت‌ جنوبي‌ از آن‌ كشور عمان‌ است‌...
به گزارش دیدبان، جزاير سه گانه اهميت خاصي در دفاع از ايران دارند و به لحاظ نظامي فوق العاده مهم و داراي موقعيت ويژه تدافعي هستند، البته نبايد اين اصل را ناديده گرفت كه با دقت و تامل در جغرافياي طبيعي خليج فارس درمي يابيم كه قدر و ارزش نظامي جزاير سه گانه فقط براي ايران مهم است، نه براي ساير كشورها، از جمله دول حاشيه جنوبي خليج فارس، چرا كه «ايران به تعدادي جزاير برخوردار از موقعيت ممتاز در تنگه هرمز در دهانه خليج فارس حاكميت دارد. از آن ميان شش جزيره كه زنجيره قوسي دفاعي ايران را تشكيل مي دهند اهميت بيشتري دارند. اين جزاير عبارتنداز؛ هرمز، لارك، قشم، هنگام، تنب بزرگ و ابوموسي كه در فاصله هايي نسبتا كوتاه از يكديگر قرار دارند. يك منحني فرضي كه اين جزاير را به يكديگر وصل نمايد، به درك برتري استراتژيك ايران در كنترل امنيت تنگه [هرمز] كمك بيشتري مي كند.

از نظر جغرافيايي اصولاخليج فارس، يك درياي عميق نيست و جالب آن كه عميق ترين قسمت آن نيز كه جهت كشتيراني و به ويژه حمل ونقل كشتي هاي بزرگ مناسب مي باشد، تقريبا در محدوده متعلق به ايران واقع شده است. «درخصوص كشتيراني در خليج فارس و اهميت جزاير ابوموسي و تنب بزرگ و كوچك در اين ميان بايد اشاره كرد كه به علت عمق كم آب در تمام نقاط تنگه هرمز كه از راس مسندم تا بندرعباس امتداد دارد، كشتي هاي بزرگ قادر به عبور نبوده و مجبور هستند از ناحيه محدودي كه معادل پانزده كيلومتر است و عمق آب جهت عبور آنها كافي است، حركت نمايند. 

در قسمت شمال اين معبر، جزاير ايراني قشم، هرمز و لارك قرار دارند. علاوه براين، در ابتداي اين راه عبور، كشتي هاي بزرگ جنگي و نفت كش ها مجبور هستند از كنار جزاير ايراني تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي و... عبور كنند.
با اين وجود بايد مهمترين دليل اهميت جزاير سه گانه را در مباحث نظامي جست وجو كرد. اين دو جزيره (تنب بزرگ و كوچك) به همراه ابوموسي بخشي از سيستم دفاعي و حفاظتي تنگه هرمز و كرانه هاي جنوبي كشور را تشكيل مي دهند و به علاوه موقعيت جغرافيايي آنها در عمق آب هاي خليج فارس و همچنين در داخل دو كريدور رفت و برگشت طرح تفكيك تردد بين المللي كشتي ها، آنها را از اهميت استراتژيك خاصي برخوردار نموده است. 

تنب‌ بزرگ‌
اين‌ جزيره‌ با وسعت‌ حدود ١١ كيلومتر مربع‌ در جنوب‌ جزيره‌ قشم‌ واقع‌ شده‌ كه‌ از جنوب‌ به‌ جزيره‌ ابوموسي‌ از شرق‌ به‌ عمان‌ و از غرب‌ به‌ تنب‌ كوچك‌ ختم‌ مي‌شود. فاصله‌ اين‌ جزيره‌ تا قشم‌ ٣١ تا تنب‌ كوچك‌ ١٢ تا ابوموسي‌ ٥٠ و تا جزيره‌ الحمرائدر راس‌ الخيمه‌ ٨٢ كيلومتر است‌. 

تنب‌ كوچك‌
اين‌ جزيره‌ با مساحت‌ ٢ تا ٢\٥ كيلومتر در جنوب‌ بندر لنگه‌ و در غرب‌ تنب‌ بزرگ‌ واقع‌ شده‌ است‌. فاصله‌ اين‌ جزيره‌ تا بندر لنگه‌ ٥٠ كيلومتر تا راس‌ الخيمه‌ ٩٢ كيلومتر و تا تنب‌ بزرگ‌ حدود ١٣ كيلومتر است‌.

تنگه‌ هرمز
طول‌ اين‌ تنگه‌ در امتداد خط‌ عمود منصف‌ ١٨٧ و براساس‌ تعريف‌ كنوني‌ ٣١٠ كيلومتر بوده‌ و عمق‌ آن‌ در مجاورت‌ ساحل‌ ايران‌ ٣٦ متر و در مجاورت‌ ساحل‌ عمان‌ ١٤٤ متر است‌. هلالي‌ شكل‌ بوده‌ ،قسمت‌ برجسته‌ آن‌ به‌ طرف‌ ايران‌ و قسمت‌ فرو رفته‌ آن‌ به‌ سوي‌ عمان‌ است‌،بنابراين‌ در تنگه‌ بيشترين‌ ساحل‌ را به‌ خود اختصاص‌ داده‌ است‌. 
كنترل‌ اين‌ تنگه‌ براقتصاد و انرژي‌ ، رفت‌ و آمد و حمل‌ ونقل‌ نيروي‌ نظامي‌ در خليج‌ فارس‌ آن‌ را به‌ صورت‌ يك‌ نقطه‌ فشار و كنترل‌ درآورده‌ است‌.
AddThis
مجمع نویسندگان پیرو خط رهبری مجمع نویسندگان پیرو خط رهبری یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۱ - ۲۱:۵۶ نظر(1)
در پي بروز ناآرامي هاي ناشي از تحرکات گروهک هاي تروريستي شبه نظامي در سوريه ظرف يک سال اخير، شبکه تروريستي القاعده با تشکيل يک گروه مسلح، در صدد تصرف سوريه و چند کشور ديگر همجوار آن برآمده است.
به گزارش گروه بين‌الملل مشرق، سيد حسن نصرالله، دبيرکل حزب‌الله لبنان، در گفت‌وگو با "جوليان آسانژ" رئيس ويکي‌ليکس در شبکه تلويزيوني "راشا تودي" روسيه، با اشاره به فعال‌شدن گروه‌هاي تروريستي در سوريه خاطرنشان کرد: «همه ما پيام دکتر ايمن الظواهري (سرکرده سازمان القاعده) را شنيديم که در واقع فراخواني براي جنگ داخلي در سوريه بود. اکنون جنگجويان القاعده به سوريه رسيده‌اند و ديگران هم از کشورهاي مختلف به آنان ملحق شده‌اند و مي‌خواهند سوريه را به عرصه‌اي براي جنگ داخلي تبديل کنند.»

چند ماه پيش، يک گروه ترويستي مسلح که زير نظر فرماندهي کل القاعده فعاليت دارد و با عنوان "جبهه النصرة لأهل الشام" شناخته مي‌شود، در اطلاعيه اعلام موجوديت خود، هدف اصلي از حضور در سوريه را آزادسازي اين کشور از دست طايفه نصيريه(علويان)، مجوس(ايرانيان) و صفوي‌ها(شيعيان) اعلام و تأکيد کرد هدف نهايي اين گروه، آزادسازي بيت‌المقدس و تشکيل کشور بزرگ "شام" با حاکميت مجاهدان سلفي است.

اين اطلاعيه با بيان اينکه سرزمين شام از ديرباز عرصه درگيري‌هاي تاريخي بوده، افزوده است: «بر هيچ خردمندي پوشيده نيست که ايران از سال‌ها پيش با سوءاستفاده از دولت سوريه، در صدد کشت ريشه تشيع در اين سرزمين مبارک بروده تا امپراتوري پارسي را بر منطقه حاکم کند چرا که "شام" براي ايران به مثابه ريه‌هايي است که اين پروژه شکست‌خورده (امپراتوري ايران) از طريق آن نفس مي‌کشد.»

این جماعت پیش از این در نوارهای متعددی، مسؤولیت شماری از عملیات‌های تروریستی در سوریه را برعهده گرفته بود که از جمله آنها می‌توان به بمب‌گذاری‌ها در مناطق امنيتي دمشق و حلب اشاره کرد.

به نوشته الحقيقه، "جبهه النصرة لأهل الشام" ستون فقرات ارتش آزاد سوريه به عنوان اصلي‌ترين گروه مسلح مخالف را تشکيل مي‌دهد که جنایات فراواني در مناطق روستایی شرق و غرب دمشق مرتکب شده است.

سرکردگي اين گروه را که شامل ده‌ها گردان در شهرهاي مختلف سوريه است شخصي بر عهده دارد که نام او هنوز مشخص نيست اما ملقب به "قـائد فاتح" و مکني به "ابو محمد الجولاني" است و گفته مي‌شود پيش از اين از دستياران "أحمد الخلایله" مشهور به "ابو مصعب الزرقاوي" سرکرده القاعده عراق و شاگرد شيخ "حسن البصري" مشهور به "امام" مفتي القاعده بوده که چندي پيش مُرد.

علاوه بر نامشخص بودن نام، تا کنون هيچ تصويري از الجولاني نيز در رسانه‌ها منتشر نشده و گويا قصد دارد مانند ملا عمر، سرکرده گروه تروريستي طالبان، کار خود را با مخفي‌کاري پيش ببرد. آنچه تا کنون از اين شخص انتشار يافته چند فايل صوتي و نيز يکي دو فايل ويدئويي است که در هيچ يک از آنان، چهره وي مشخص نيست.

علاوه بر اين، وبگاه مؤسسه "المنارة البيضاء" که به عنوان بازوي رسانه‌اي القاعده شام عمل مي‌کند، چند روز پيش، يک فايل ويدئويي را منتشر کرد که در آن، شخصي با شنل و کلاه سياه‌رنگ، بر فراز منبري در مسجدي بزرگ در سوريه، خطبه‌اي عليه دولت سوريه و شيعيان ايراد مي‌کند و در پايان با اشک و فرياد و برافراشتن يک قبضه تفگ، از همه مردم مي‌خواهد با جهاد عليه شيعيان کافر، اسلام و سرزمين شام را نجات دهند.

پايگاه سوري الحقيقه درباره اين قضيه نوشت: در رخدادی که نخستين واقعه در نوع خود در کشور سوریه به شمار می‌آید، ‌سازمان القاعده یک مسجد را در این کشور اشغال و از منبر آن اعلام جهاد کرد.

بر اساس اين گزارش، "جبهه النصرة لأهل الشام" یکی از مساجد دمشق شرقي را تصرف کرد و از منبر آن، خواستار جهاد علیه دولت سوریه شد.

به نوشته الحقيقه، در اين ویدئو که با تصاويري تار و مات‌شده در اينترنت انتشار يافته است یکی از رهبران "جبهه النصرة" که به نظر می‌رسد سرکرده آن يعني "ابو محمد الجولانی" است، سوری‌ها را به جهاد علیه دولت دعوت می‌کند که البته مشرق با توجه به صداي الجولاني در فايل‌هاي صوتي منتشرشده پيشين از وي در اينترنت، نمي‌تواند صحت اين گمانه را تأييد کند.

البته سخنران اين مسجد، در اواخر خطبه‌خواني خود، شنل سياهش را بر صورتش مي‌کشد و به دعاخواني و تضرع مي‌پردازد که در اين بخش، فيلم با برطرف‌شدن خطر لو رفتن چهره وي، از حالت تار خارج شده و شفاف مي‌شود.

از آنجا که از تصاویر موجود نمی‌شد مسجد را شناسايي کرد خبرنگار اين رسانه سوري، براي شناسايي آن به کارشناسان خبره سوريه مراجعه کرده است. اين کارشناسان احتمال مي‌دهند که این مسجد، یکی از مساجد منطقه "ببیلا" یا "البویضه" در منطقه "غوطه" واقع در دمشق شرقي باشد.

شيخ "طرطوسي" از مفتيان وهابيت نيز در مطلبي که در يکي از وبگاه‌هاي وابسته به القاعده منتشر شده، محل اقامت فعلي سرکرده القاعده در شام را "غوطه‌ي دمشق" معرفي کرده است.

بر اساس اين گزارش؛ اين منطقه از آن جهت انتخاب شده است که در روايات نبوي، به نام آن در حوادث آخرالزمان اشاره شده است.

خطيب اين مسجد در ابتدا با بيان شرحي درباره نجاست کفار و يهود و مسيحيان و ضرورت مقابله با آنان، از شيعيان با عنوان "قرمطي"، "حشيشي"، "نصيري"، "علوي" و... ياد مي‌کند و جهاد با شيعيان را به مراتب واجب‌تر از مقابله با يهود و نصاري اعلام مي‌کند.

وي در ادامه به سخنان ابن‌تيميه، از مفتيان و بنيانگذاران فرقه وهابيت استناد مي‌جويد و مي‌گويد اين تمیمه نيز تأکيد کرده که جهاد علیه قرمطی‌ها (شيعيان) واجب‌تر از جنگ علیه یهود و مسیحیان است.

اين جنگجوي سلفي که با اشاره به اينکه جنگيدن با شيعيان از جنگ با غربي‌ها و يهودي‌ها واجب‌تر است، گفت: براي اين جهاد، بايد از دریاهای خون، تپه‌هایی از دست‌هاي قلم‌شده و پاهای بریده و نيز کوه‌هایی از جمجمه‌ها عبور کرد زيرا آنان، کودکان شما را ذبح کردند و شکم زنان‌تان را دريدند.

خطيب اين مسجد دمشق، در ادامه با خرافه‌خواندن اعتقاد به مهدويت در انديشه شيعي، گفت: دشمن اصلي ما شخصي است به نام "محمد بن الحسن العسکري" است که امام دوازدهم شيعيان است؛ شيعيان معتقد به حلاليت زنا با محارم هستند و به جاي اينکه نمازهاي پنجگانه را براي تقرب به خدا بخوانند براي تقرب به پنج نفر به نام‌هاي علي[ع]، فاطمه[ع]، حسن[ع]، حسين[ع] و محسن[ع] مي‌خوانند.

وي در پايان بدون اینکه خطبه خود را با يکي از سوره‌هاي قرآن به پایان برساند، براي اينکه حاضران در پای منبرش را به ریختن قطره اشکی وادارد، مسلسل خود را بالا برد و با سر دادن فرياد "حي علي الجهاد" از خدا خواست که اهل‌سنت را حفظ کرده و آنها را از دست شيعيان ناپاک و علوی‌هاي نجس رهايي بخشد.

در اواسط ايراد اين خطبه نيز برخي همدستان خطيب مزبور با برخاستن از جاي خود، در حمايت از سخنان جلادانه اين شخص، فرياد و شعار سر مي‌دهند.

فيلم اين خطبه‌خواني را از طريق بارگذاري رابط زير ببينيد:

AddThis
مجمع نویسندگان پیرو خط رهبری مجمع نویسندگان پیرو خط رهبری یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۱ - ۲۱:۵۵ نظر(0)
مقالات - سینما و آخرالزمان

اين گزارش بعد از بررسي نحوه شکل گيري هاليوود و بنيانگذاران آن به روند پيدايش و گسترش فساد در نهان و آشکار آن مي پردازد که شنيدن سخن سينماگران مشهور جهان در اين مورد جالب و شنيدني است.

 

 

 

 

 

صنعت سينماي هاليوود با توليد بيش از 700 فيلم در سال پس از باليوود پرتوليدترين سينماي جهان است که به دليل زرق و برق و جذابيت‌هايي که دارد، طرفداران زيادي را در سراسر جهان به خود جذب کرده است ولي ‌به قول «برندي نايت» نويسنده آمريکايي، در کتاب «لايه‌هاي مخفي هاليوود»، «هاليوود از دور، صنعتي پر از زرق و برق، ثروت و شهرت است ولي زماني که به آن نزديک مي‌شوي با دنيايي پر از سردي، تاريکي، رسوايي‌ها و روابط غيراخلاقي روبرو مي‌شوي».

 

* هاليوود در چه سالي و توسط چه کسي بنيانگذاري شد؟

_سال‌ها پيش از تاسيس هاليوود، چند فيلم کوتاه در آمريکا ساخته شد.

پيش از تاسيس هاليوود، صنعت فيلمسازي در آمريکا وجود داشت، آنچنانکه تنها طي يک سال، از سال 1895، اولين کمپاني‌هاي فيلمسازي تحت عنوان «سليج پلي‌اسکوپ» و «بيوگراف» توسط دو شخص به نام‌هاي «ويليام سليج» و «کندي ديکسون» راه‌اندازي شد و در اين ميان چند فيلم کوتاه نيز ساخته شد.

 

افتتاح‌کنندگان کمپاني سليج

 

 

کندي ديکسون، موسس استوديوي بيوگراف، يکي از اولين استوديوهاي فيلمسازي

 

اولين فيلم سينمايي که در هاليوود ساخته شد، فيلمي کوتاه و 17 دقيقه‌اي بود که به سفارش کمپاني «بيوگراف» و توسط «ديويد وارک گريفيث» فيلمساز امريکايي، ساخته شد و 10 مارس سال 1910 به نمايش درآمد.

_اولين فيلم سينمايي هاليوود سال 1911 ساخته شد.

 

دورنماي استوديوهاي هاليوود در سال 1922 ميلادي

 

اولين فيلم سينمايي هاليوود توسط کمپاني هاليوودي «نستور»، 26 اکتبر سال 1911 کليد خورد.

 

اولين استوديوي هاليوود با نام «نستور»

 

اين فيلم که نام آن مشخص نيست، به کارگرداني «ال کريستي» و «برادران هورسلي» ساخته شد.

البته اولين فيلم برجسته هاليوود، تحت عنوان «مرد زن نما» در سال 1914 به کارگرداني «سسيل دميل» ساخته شد و از يک سال بعد نيز هاليوود به طور گسترده توليدات خود را آغاز کرد.

*فساد و بي‌اخلاقي از چه زماني به سوژه فيلم‌هاي هاليوودي شد؟

آثار مخرب جنگ جهاني اول، مردم را بر آن داشت تا به دنبال راهي براي فراموشي غم‌هاي خود باشند.

دهه 20 براي هاليوود، دهه تغييرات سريع بود، در اين دهه مردم به خاطر ويراني‌هاي به جا مانده از جنگ جهاني اول، به دنبال راهي بودند تا اين همه غم و ناراحتي را به دست فراموشي بسپارند.

هاليوود نيز کم کم به اين مطلب پي برد که دوره فيلم‌هايي چون «زايش يک ملت» به پايان رسيده و مردم ديگر خواهان چنين فيلم‌هايي نيست و از همين زمان بود که کم‌کم فيلم‌هايي با صحنه‌هاي غيراخلاقي و خشن رونق يافت که از جمله آنها مي‌توان به فيلم «خارج از قانون» محصول سال 1920 ميلادي اشاره کرد که در ژانر جنايي يکي از فيلم‌هاي مطرح زمان خود بود.

 

فيلم زايش يک ملت
فيلم خارج از قانون

 

 

*اعتراض‌ها به بي‌اخلاقي موجود در سينماي هاليوود از چه زماني شکل گرفت؟

-سيل عظيم فيلم‌هاي خشن و فاسد، در جامعه آمريکا باعث ترويج خانه‌هاي فساد و رمان‌هاي غيراخلاقي شد، آنچنانکه بسياري از مردم ارزش‌گراي جامعه و گروه‌هاي مذهبي عصباني از وضعيت پيش آمده، نگران تاثيرات بيشتر اين فيلم‌ها در جامعه بودند.

در چنين اوضاعي بسياري از خانواده‌ها، معلمان، سازمان‌هاي حقوق شهروندي و گرو‌هاي مذهبي از همان نيمه اول دهه 20 به طور مکرر خواستار سانسور فيلم‌هاي هاليوودي شدند.

نگراني اصلي اين افراد اين بود که آثار هاليوودي به شدت بر ارزش‌هاي مدرن و سنتي جامعه آمريکا تاثير مي‌گذاشت و حضور فعال جوانان در اين فيلم‌ها نسل جوان جامعه آن زمان آمريکا را نيز به سمت فساد و بي‌ارزشي‌ها سوق مي‌داد.

 

* سانسور از چه زماني وارد سينماي هاليوود شد و تا کي  ادامه داشت؟

دوره سانسور فيلم‌ها در آمريکا  44 سال به طول انجاميد.

به دنبال اعتراض‌هاي گسترده به فساد موجود در سينماي هاليوود، در سال 1915 پرونده‌اي در دادگاه عالي آمريکا تشکيل و چند سال بعد  در سال 1921 کميته فيلم امريکا تاسيس شد که از چندي بعد وظيفه نظارت و سانسور فيلم‌ها را به عهده گرفت.

البته اين کميته تنها يک نهاد تشريفاتي بود و نظارت چنداني بر محتواي فيلم‌ها نداشت، آنچنانکه هاليوود همچنان به کار خود ادامه مي‌داد ولي طي دهه 20 با وقوع سه رسوايي جنجالي در اين سينما، اين کميته مجبور شد تا جوابگوي اعتراض‌هاي گسترده شکل گرفته در آمريکا باشد.

_«راسکو آربوکل»، کارگردان هاليوودي، که به علت چاق بودنش به «فتي آربوکل» معروف بود، پس از روابط غيراخلاقي با «ويرجينا رپ»، بازيگر جوان هاليوود، او را به قتل رساند.

 

فتي آربوکل، کارگردان هاليوودي متهم به قتل

 

_«مابل نورماند»، بازيگر هاليوودي، «ويليام دسموند تيلور»، کارگردان هاليوود، را به قتل رساند.

 

مايل نورماند

 

_کمي بعد نيز دو بازيگر جوان هاليوود به نام‌هاي «اوليو توماس» و «والاس ريد» براثر استفاده بيش از حد مواد مخدر جان خود را از دست دادند.

در پي وقوع اين سه جنايت هاليوود مرکز فساد غرب نام گرفت و اعتراضات اينبار در بعد گسترده‌تري در جامعه از سر گرفته شد.

 

_هاليوود براي فرار از سانسور دولت دست به خود سانسوري زد.

سرمداران هاليوود نيز مجبور بودند دست به اقدامي فوري بزنند تا از يک سو بار ديگر اعتماد از دست رفته مردم را به دست آورند و از سوي ديگر جلوي از سر گرفته شدن جريان سانسور بگيرند، بنابراين دست به تاسيس سازمان تهيه‌کنندگان و پخش‌کنندگان آمريکايي زدند که رياست آن را شخصي به نام «ويليام اچ. هايز» به عهده داشت.

 

ويليام هايز

 

«هايز» در زمان رياست خود تلاش کرد تا به هاليوودي‌ها بفهماند ساخت فيلم‌هاي سالم به مراتب به صرفه‌تر است تا اينکه فيلمي ضد ارزشي ساخته شود و بسياري از صحنه‌هاي آن سانسور شود.

«هايز» طي مدت زماني نه چندان طولاني که اواخر دهه 20 را نيز در بر ‌مي‌گرفت، توانست با اين طرز تفکر هاليوود را پيش ببرد ولي از نتيجه حاصله نه هاليوودي‌ها راضي بودند و کساني که به فيلم‌هاي هاليوود معترض بودند.

 

_شکل گرفتن ليست نبايدها و مراقب باش‌هاي هاليوود:

با پخش اولين فيلم ناطق سينماي هاليوود، يکي از رهبران مذهبي آمريکا در سخنراني خود ضمن محکوم کردن اين جريان گفت: فيلم‌هاي صامت غيراخلاقي هاليوود، بد هستند ولي فيلم‌هاي ناطق غيراخلاقي، در واقع فرياد انتقام اين فيلم‌ها از جريان سانسور است، در پي اين سخنراني، هاليوود بار ديگر زير آتشبار انتقادها قرار گرفت و «هايز» به اين فکر افتاد که به نوعي اين افراد را راضي کند، بنابراين دست به انتشار فهرست «نبايد‌ها» و «مراقب باش»‌هاي هاليوود زد که هاليوودي‌هاي ملزم به رعايت بودند.

_نبايدها: نبايدهاي اين فهرست 10 مورد بود که از جمله آن‌ها مي‌توان به «ناسزاگويي و توهين به مقدسات»، «قاچاق مواد مخدر»، «برده‌داري»، «صحنه تولد نوزاد»، «هرزگي و برهنگي» اشاره کرد.

مراقب‌باش‌ها:مراقب‌ باش‌هاي اين فهرست نيز شامل 22 مورد بود که از جمله آنها مي‌توان به «دزدي»، «وحشيگري»، «روش‌هاي قاچاق»، «همدردي با جنايتکاران»، «استفاده از پرچم»، «تجارت زنان»، «استفاده از مواد مخدر» و «ظلم به کودکان و حيوانات» اشاره کرد.

_تهيه‌کنندگان سينما به طمع پول و ثروت بيشتر، بار ديگر بي‌اخلاقي را در هاليوود رواج دادند:

اگرچه در ابتدا اين موارد تا حدودي در فيلم‌ها رعايت مي‌شد ولي از آنجاييکه فيلم سانسور نشده طرفداران بيشتري داشت،  پول بيشتري نيز در اينگونه فيلم‌ها نهفته بود و تهيه‌کنندگان که به دنبال پول بيشتر بودند،به سراغ پروژه‌هايي از اين دست مي‌رفتند و طي مدت زمان بسيار کمي، بار ديگر همه چيز به روال سابق بازگشت و از پايان دهه 20 و اوايل دهه 30 فيلم‌هاي هاليوود روز به روز غيراخلاقي‌تر از قبل روي پرده رفت.

در چنين اوضاعي که خشم گروه‌هاي مذهبي و ارزشي بار ديگر برانگيخته شده بود، به همه اثبات شد که هاليوود توانايي نظارت بر خود را ندارد و «هايز» نيز رسما اعلام کرد که در اجراي پروژه خود با شکست روبرو شده است،بسياري از مردم نيز حمايت خود براي تاسيس يک نهاد دولتي که وظيفه سانسور فيلم‌ها را به عهده داشته باشد، از سر گرفتند.

_معرفي نماينده رسمي ميان هاليوود و کليساي کاتوليک :

در اين ميان در سال 1929،فرد جديدي با نام «مارتين کوئيگلي» وارد صحنه شد، او براي چندين سال رابط رسمي ميان هاليوود و کليساي کاتوليک بود.

 

مارتين کوئيگلي، نماينده هاليوود و کليساي کاتوليک

 

برخلاف «هايز»، «کوئيگلي»، به دنبال رضايت هردو طرف بود، بنابراين آئين‌نامه «کد توليد» را تدوين کرد که داراي سه اصل زير بود:

_هيچ‌ فيلمي نبايد خارج از استاندارد‌هاي اخلاقي باشد.

_قانون، طبيعت و وحي نبايد در اين فيلم‌ها مورد تحقير، تمسخر قرار گيرند و هيچ احساسات ضد قانوني و ضد مذهبي نيز نبايد به مخاطب القاء شود.

_تا جايي که ممکن است نبايد حقيقت زندگي در فيلم‌ها تحريف شود به گونه‌اي که ارزش‌هاي زندگي در ذهن جوانان غيرواقعي و غلط تصوير شود.

واکنش مثبت «هايز» به قوانين تصويب شده:

هايز در واکنش به آئين‌نامه «رمز توليد» گفت: «زمانيکه اين اساسنامه را که خواندم، کم مانده بود چشمانم از حدقه بيرون بزند و اين درست همان‌ چيزي بود که من از ابتدا به دنبالش بودم.»

«هايز» تمام تلاش خود را کرد تا به هاليوودي‌ها بفهماند که بهترين و ارزان‌ترين پاسخ به اين مشکلات تاسيس استوديوهاست.

 

_30 سال بعد سيستم درجه‌بندي فيلم‌ها جايگزين آئين‌نامه کد توليد شد:

استوديوها به خوبي مي‌دانستند که لحاظ کردن اين آئين‌‌نامه در فيلم‌هايشان کاملا اختياري است ولي در صورت رعايت نکردن آن، مجبور به تحمل سانسور دولتي هستند، بنابراين «کد توليد» تا 30 سال به قوت خود باقي ماند و پس از آن نيز سيستم «درجه بندي» فيلم‌ها جايگزين آن شد که اين سيستم تا به امروز همچنان باقي است.

 

*سينماگران، منتقدان، مورخان و چهره‌هاي شاخص آمريکا و سينماي هاليوود درباره اين صنعت سينمايي چه مي‌گويند؟

بازيگر «قاتلين بالفطره»: چه بسيار کساني را در هاليوود ديدم که تنها براي رسيدن به آرزوهايشان، مجبور به داشتن روابط غيراخلاقي با کساني شدند که از آنها متنفر بودند.

انتقاد از فساد و بي‌اخلاقي در هاليوود تنها در خارج از آمريکا وجود  ندارد بلکه بسياري از شخصيت‌هاي معروف آمريکا بالاخص آنهايي که در بدنه اين صنعت سينمايي مشغول به کارند، همواره منتقد اين سينماي سراسر فساد و بي‌بند باري بوده‌اند.

 

«راجر ايبرت»، منتقد مشهور سينماي آمريکا: به نظر مي‌رسد، نيمي از هاليوودي‌ها در حال ترک اعتياد به الکل و مواد مخدر هستند.

 

«مايکل کيليان»،ستون‏نويس روزنامه شيکاگو تريبيون و نويسنده 24 کتاب : عمده بدنامي هاليوود به خاطر اين است که ستاره‌ها آشکارا و بدون هيچ مانعي از مواد مخدر استفاده مي‌کنند.

 

«کلارنس پرسون»، مقاله‌نويس و منتقد سينمايي روزنامه شيکاگو تريبون: هاليوود، جايي است که توسط مردان عجيب و غريبي که به قدرت، پول ، مواد و روابط معتادند اداره مي‌شود.

 

«مايکل ويلمينگتون»، منتقد سينما (سال 1998): به نوعي استفاده از هروئين/کوکائين امروزه در هاليوود به مد تبديل شده است.

 

«وودي هارلسون»، بازيگر هاليوودي فيلم «قاتلين بالفطره»: در سينماي هاليوود، چه بسياري کساني را ديدم که تنها براي آن که به آرزوهايشان برسند مجبور به داشتن روابط غيراخلاقي با کساني شدند که از آنها متنفرند.

 

«جني مک‌کارتي»، بازيگر فيلم «سرود کريسمس»: لس‌‌آنجلس بدترين مکان در جهان براي احساس امنيت است. چه بسيار از دختراني که با من وارد هاليوود شدند و مجبور به تحمل چه شرايط اسف‌باري شدند، خود من بسياري از آنها را مي‌شناسم که کارشان به خيابان گردي در شب‌ها کشيده است، خيلي از هم‌دوره‌‌اي‌هاي خودم را مي‌شناسم که براي بدست آوردن يک نقش کوچک مجبور شده‌اند با عوامل فيلم ... .

 

«کريس هانلي»، تهيه‌کننده بيش از 20 فيلم هاليوودي از جمله «رواني آمريکايي» و «خودکشي‌هاي دوشيزه»: در هر 24 فيلم من، تقريبا همه بازيگران نقش اول زن براي بدست آوردن نقش مورد نظرشان مجبور بودند با کارگردان يا تهيه‌کننده و يا يکي از بازيگران نقش اول مرد رابطه داشته باشند.

 

«پيتر کئوف»، نويسنده عالم هنر و سينما: هاليوود مکاني است که به انسان‌ها بالاخص زنان، به ديده يک کالا نگريسته مي‌شود و آنها مجبورند  براي رسيدن به شهرت، آينده و هر چيز ديگري جسم و روحشان را بفروشند.

 

«جنين گاروفالو»، بازيگر و کمدين هاليوود: اعتماد به نفس من هميشه روي ميز آرايشم گذاشته است... اين مسئله بيانگر اين مطلب است که اين صنعت تجاري انسان‌هايي با اعتماد به نفس پايين را جذب مي‌کند.

 

«سيمون پگ»، بازيگر فيلم «جنگ ستارگان»: يکي از دلايلي که يک نفر وارد اين عرصه مي‌شود چون به شدت احساس بي‌امنيتي مي‌کند.

 

«مريل استريپ»، بازيگر برنده اسکار هاليوود: هرکسي بازيگري را به عنوان حرفه اصلي‌اش انتخاب مي‌کند، به شدت احساس بي‌امنيتي مي‌کند... و متاسفانه اين همان احساسي است که هميشه با من است.

 

«لئوناردو دي‌کاپريو»، بازيگر برنده اسکار هاليوود: عشق همان چيزي است که من براي آن وارد هاليوود شدم، بسياري از بازيگران هاليوود به همين خاطر تحت درمانند چون آنها عشق را در مکان‌هايي اشتباه جستجو کرده‌اند و بسياري در اين ميان گمراهانه، عشق را با سکس اشتباه مي‌گيرند.

 

«شيا لابئوف»، بازيگر جوان هاليوود: زندگي بازيگران به عقيده‌ عده‌اي ديگر وابسته است، بازيگران خوب هميشه رو به زوال مي‌روند، زندگي آنها هميشه با درد و رنج همراه است، بازيگري حرفه‌ انسان‌هاي دل شکسته است.

 

«هلن ميرن»، بازيگر برنده اسکار هاليوود:  هاليوود به قربانگاه جوانان تبديل شده است در اين سينما از پسران 18 تا 25 ساله در صحنه‌هاي غير اخلاقي خيلي استفاده مي‌شود، اين وضعييت بسيار مشمئزکننده است، البته در اين ميان روي بازيگران زن نيز فشار زيادي است ولي من مطمئنا نمي‌خواهم جزو اين دسته باشم.

 

«گوئينت پالترو»،بازيگر هاليوودي: ارزش‌ها در هاليوود به شدت کمرنگ شده است و زنان تنها به ابزاري تجاري براي هرچه بيشتر به قدرت رسيدن روساي اين صنعت سينمايي تبديل شده‌اند.

 

«هنري فورد»، بنيان گذار کارخانه خوردو سازي «فورد»: در اين کشور جريان‌هاي مشخص و صاحب نفوذي مشاهده مي‌شوند که به نحو محسوس در ادبيات، سرگرمي‌ها و رفتار اجتماعي، کاستي و فساد به بار مي‌آورند. تجارت فيلم‌سازي از سلامت ذاتي خويش دور مانده و کوچک شمردن معيارها و اصول اخلاقي به نحو فراگير در همه جا احساس مي‌شود

 

*چه فيلم‌هايي درباره فساد و بي‌اخلاقي در هاليوود،  ساخته شده است؟

بي‌‌بند و باري در هاليوود آنقدر فراگير است که در برخي از فيلم‌هاي آمريکايي نيز اين مسئله اعتراف شده است که در زير به برخي از آنها اشاره مي‌کنيم:

_فيلم «کوکب سياه»: درامي جنايي به کارگرداني «برايان دي پالما» که بازيگراني چون «جاش هارتنت»، «آرون اکهارت» و «اسکارلت جوهانسن» در آن بازي کرده‌اند.

اين فيلم محصول سال 2006 ميلادي است و داستان زندگي واقعي «اليزابت شورت»، دختري است که در دهه 1940 به اميد آنکه بازيگر معروفي شود به هاليوود مي‌آيد ولي تنها 7 سال بعد به طرز وحشيانه‌اي به قتل رسيد. او پس از آن با نام «کوکب سياه» معروف شد؛ البته هيچ‌گاه اين پرونده حل و قاتل هرگز شناسايي نشد.

_فيلم «8 ميلي‌متري»: اين فيلم محصول سال 2001 ميلادي است که کارگرداني آن را «جوئل شوماخر» به عهده داشته و «نيکولاس کيج» نيز در آن ايفاي نقش کرده است.

 

فيلم 8 ميلي‌متري

 

اين فيلم داستان يک کارآگاه خصوصي است که استخدام مي‌شود تا کشف کند که آيا يک فيلم غيراخلاقي واقعي است يا ساختگي که در اين ميان به روابط غيراخلاقي پشت صحنه فيلم‌هاي هاليوودي پي مي‌برد.

_فيلم «جاده مالهالند»: اين فيلم سينمايي در سال 2001 ميلادي به کارگرداني «ديويد لينچ» ساخته شد.

 

جاده مالهالند

 

در اين فيلم به روابط غيراخلاقي پشت صحنه پروژه‌هاي سينمايي هاليوود که گاه به قتل و خودکشي نيز مي‌انجامد، پرداخته شده است.

در اين فيلم که با هزينه 15 ميليون دلاري ساخته شده، بازيگراني چون «نائومي واتس»، «لورا النا هرينگ»، «جاستين تروکس» و «آن ميلر» به ايفاي نقش پرداختند.

*چه‌ کتاب‌هايي در زمينه فساد و بي‌اخلاقي در هاليوود نوشته شده است؟

کتاب‌هاي زيادي در اين ارتباط نوشته و منتشر شده است که در زير به برخي از آنها اشاره مي‌کنيم:

_کتاب «اتفاقات زندگي من در هاليوود و روابط جنسي مخفيانه ستاره‌ها» (خدمات تمام وقت):

«باورز» گرداننده يک حلقه فساد متشکل از بازيگران مشهور هاليوود بوده‌است.

 

کتاب اتفاقات زندگي من در هاليوود و روابط جنسي مخفيانه ستاره‌هاي هاليوود

 

کتاب نوشته «اسکاتي باورز» است که 14 فوريه 2012 منتشر شده است.

«اسکاتي باورز»،يک افسر سابق نيروي دريايي آمريکا است که در اين کتاب ادعا کرده است که از سال 1940 گرداننده يک حلقه فساد در آمريکا بوده است که از اعضاي اصلي آن مي توان به بازيگران مشهور هاليوود مثل «گري گرانت»، «راک هادسون»، «جرج کاکور»، «کاترين هيپورن» و «ويون لي» (بازيگر برباد رفته» اشاره کرد که در زمان خود جزء برترين بازيگران هاليوود بوده‌اند.

 

_کتاب «هاليوود بابيلون نوشته کنث انگر»:

 

کتاب هاليوود بابيلون

«کنث انگر»، نويسنده و کارگردان آوانگارد سينماي آمريکا، در اين کتاب که  15 نوامبر سال 1981 منتشر شده است، پرده از زندگي تاسف‌بار بسياري از مشاهير هاليوود برداشته است. او در اين کتاب به فساد اخلاقي هاليوودي‌ها، رواج بي‌حد و حصر اعتياد و قاچاق مواد مخدر و وقوع قتل و جنايت و اقدام به خودکشي برخي از چهره‌هاي مطرح اين صنعت سينمايي اشاره مي‌نمايد.

او کم‌رنگ شدن ارزش‌هاي اخلاقي در هاليوود را عامل تمامي اين بدبختي‌ها مي‌داند. اگرچه برخي از ادعاهاي او در اين کتاب مورد ترديد واقع شد، ولي کتاب او طي سال‌هاي بعد نيز با تيراژ بالا چندين بار تجديد چاپ شد.

_کتاب «رسوايي‌هاي هاليوود»:

اين کتاب  11 مي 2011 به نويسندگي «جا هاليدي» منتشر شد.

 

کتاب رسوايي‌هاي هاليوود

 

«هاليدي»، مقاله‌نويسي است که در لس‌آنجلس به اين معروف است که درباره همه، همه چيز مي‌داند و از انتشار هيچ مطلبي هم، ترس ندارد و تاکنون بارها تهديد به مرگ شده است ولي همچنان با بادي‌گارد و محافظ به کار خود ادامه مي‌دهد.

او در اين کتاب پرده از فساد اخلاقي بسياري از ستاره‌هاي هاليوود برداشته است.

 

کتاب «لايه‌هاي مخفي هاليوود» نوشته «برندي نايت»،

«نايت» در مقدمه کتابش که 19 مارس 2010 منتشر شده است، مي‌نويسد: از بيرون که به هاليوود مي‌نگري، صنعتي پر از زرق و برق، ثروت و شهرت مي‌بيني ولي از نزديک که به آن نگاه مي‌کني، با دنيايي از سردي، تاريکي، رسوايي‌ها و روابط غيراخلاقي روبرو مي‌شويم.

«نايت» در ادامه مي‌افزايد: درون هاليوود چيزي نيست مگر روابط غيراخلاقي، انواع مواد مخدر، رسوايي‌ها و سقوط از اوج شهرت به دنيايي از خواري و ذلت.

کتاب «هاليوود کتاب روسوايي‌ها»:

اين کتاب نوشته «جيمز پريش» ،  28 مي 2004 منتشر شده است.

 

هاليوود کتاب رسوايي

پريش در اين کتاب پرده از فساد اخلاقي 32 نفر از چهره‌هاي برجسته هاليوود برمي‌دارد و گاه در اينباره به جزئياتي اشاره مي‌کند که تعجب همگان را برامي‌انگيزد.

اين کتاب شامل مباحثي چون مباحث زير مي‌شود:

_مرگ مرموز «باب کرين» (بازيگر نقش اول فيلم قهرمانان هوگان)

_«ادي فيشر» تحت اغواي «اليزابت تيلور»

_دستگيري «رابرت ميچم» به جرم حمل مواد مخدر

 

کتاب «طلاق‌هاي هاليوود»:

 

کتاب طلاق‌هاي هاليوود

 

اين کتاب 23 ژوئن سال 2006 ميلادي به نويسندگي «جيمز رابرت پريش» منتشر شده است.

پريش در اين کتاب مي‌نويسد: در حاليکه از نظر علاقمندان به سينما، بسياري از ستاره‌هاي هاليوود اسطوره‌اند ولي اين اسطوره‌ها در زندگي شخصي‌اشان با مشکلات فراواني روبرو هستند، آنچنانکه طلاق به امري متدواول در ميان آنها تبديل شده است.

پريش در کتابش به دفعات طلاق‌ هر يک از ستاره‌هاي هاليوود اشاره مي‌کند:

«زا زا گابور» (9 بار)، «لانا ترنر» (8 بار)، «اليرابت تيلور» (9بار) ميکي روني (8 بار).

او در ادامه مي‌افزايد: به نظر مي‌رسد که «جنيفر لوپز» با 2 بار طلاق و 1 بار جدايي در دوران نامزدي، کمترين آمار طلاق را در ميان اين افراد به خود اختصاص داده است.

البته دانستن اين نکته خالي از لطف نيست که اين کتاب زماني منتشر شده که «لوپز»، هنوز از «مارک آنتوني»، آخرين همسر و پدر دو قلوهايش جدا نشده بود.

*نمونه‌هاي بارز فساد در هاليوود، ستاره‌هاي هاليوود از کجا آمدند و به کجا رفتند؟

«کارول لنديس»:

او يکم ژانويه سال 1919 در آمريکا متولد شد، دوران کودکي او با فقر و تجاوزات جنسي متعدد همراه بود، او در سن 15 سالگي ازدواج کرد که تنها پس از چند ماه به دليل رابطه با فردي جديد، از همسر خود طلاق گرفت، ولي ازدواج بعدي او نيز تنها چند سال به طول انجاميد.

«لنديس» در 15 سالگي مدرسه را رها کرد و به خاطر زيبايي خدادي که داشت در چند شوي تلويزيوني مشغول به کار شد و همزمان در يک کلوب شبانه به عنوان خواننده کار مي‌کرد تا آنکه سرانجام در سال 1937 توسط «ويليام اي ولمن»، کارگردان هاليوودي براي بازي در فيلم «يک ستاره متولد مي‌شود»، بازي کرد، او در اين فيلم در نقش «جانت گينور» دختر جواني بازي مي‌کند که با آرزوي بازيگري به هاليوود سفر مي‌‌نمايد.

همزمان با به شهرت رسيدن «لنديس» شايعاتي درباره فساد اخلافي او بر سر زبان‌ها مي‌افتد که باعث مي‌شود تا او از آن زمان به بعد موهايش را بلوند کند و نام خود را از «فرانسيس ليليان ماري» به «کارول لنديس» تغيير دهد. «لنديس» در دهه 40 همچنان در چند فيلم سينمايي درخشيد، البته درخشش او در عرصه سينما همزمان بود با روابط غيراخلاقي او با «داريل فرانيس زانوک»، نويسنده، کارگردان و تهيه‌کننده برنده اسکار هاليوود.

زوانوک در سيستم استوديويي هاليوود در آن برهه از زمان نقش مهمي داشت. زمانيکه «لنديس» به رابطه خود با «زانوک» خاتمه داد، دردسرهاي شغلي او نيز شروع شد و درخشش وي در عرصه سينما به اتمام رسيد و از آن پس تنها توانست در چند فيلم درجه 2 و 3 بازي کند.

او طي مدت زمان کوتاهي چند ازدواج ناموفق ديگر هم داشت، زندگي او چنان با افسردگي و شکست‌هاي پياپي همراه شده بود که در سال‌هاي 1944 و 1946 دو بار خودکشي کرد و سرانجام در سال 1948 جسد وي در حاليکه باردار بود در خانه‌اش يافت شد، که بعدها گفته شد که مرگ او خودکشي نبوده و به ادعاي مادر و خواهرش، «کري هريسون» بازيگر مشهور هاليوود که در آنزمان با لنديس رابطه داشته، او را به قتل رسانده ولي هيچگاه اتهام او ثابت نشد.

صحنه قتل کارول لنديس

 

_«لوپه ولز»:

اين بازيگر مکزيکي الاصل هاليوود 13 دسامبر سال 1908 در مکزيک متولد شد، او اولين بار در سن 19 سالگي با بازي در فيلم «گائوچو» ساخته «داگلاس فيربانکز»، وارد عرصه سينما شد.

پدر ولز يک نظامي بود و به شدت با ورود او به هاليوود مخالف بود، به همين دليل او همواره از براي بازي در فيلم‌هايش، نام خانوادگي مادرش استفاده مي‌کرد. يک سال بعد وي از سوي موسسه «ومپاس بيبي استار» (WAMPAS BABAY STAR) به عنوان يکي از 13 بازيگر زن جوان برگزيده سال انتخاب شد.

اين کمپاني بازيگران جوان و زيبا را هرساله مورد تقدير قرار مي‌داد که يکي از علل پيشرفت بازيگران در آينده به شمار مي‌آمد. اين کمپاني در سال 1934 به دليل انتقادهاي فراواني که بدان مي‌شد منحل شد.

«ولز»، از آن پس به سرعت پله‌هاي شهرت را پيمود، ولي علي‌رغم زندگي حرفه‌اي موفقي که داشت، در زندگي شخصي‌اش چندان موفق نبود، آنچنان که تنها طي مدت زماني کوتاه چندين ازدواج ناموفق داشت. او در سن 36 سالگي در اواسط دهه 40 با بازيگري جوان به نام «هارالد مارش»، رابطه غيراخلاقي برقرار کرد ولي کمي بعد او که تمايلات مذهبي کاتوليکي داشت، شرمگين از روابط غيراخلاقي خود و فرزند نامشروعش، دست به خودکشي زد و اين نامه را از خود به جا گذاشت: خطاب به هارالد، خداوند من و تو را ببخشد ولي من ترجيح مي‌دهم که پيش از آنکه فرزندم را با شرمندگي به دنيا آورم و يا به زندگي او پايان دهم، خودم را بکشم.

 

_«مرلين مونرو»:

شواهدي مبني براينکه «مرلين مونرو» توسط برادران کندي به قتل رسيده است، وجود داشت ولي اين مطلب هيچگاه به اثبات نرسيد.

او يکم ژوئن سال 1926 با نام «نورما جين مورتنسون»، در لس‌آنجلس بدنيا آمد، پدرش پيش از تولد او خانواده را ترک کرده بود و مادرش در پي شکست در رابطه‌اي غيراخلاقي به دليل مشکلات روحي راهي تيمارستان شد و «نورما جين» از همان زمان به پرورشگاه سپرده شد.

«مونرو» در سن 16 سالگي براي رهايي از زندگي در پرورشگاه، مجبور مي‌شود تا با کارگر يک کارخانه ازدواج کند ولي تنها 4 سال بعد با ورود به هاليوود، از همسرش جدا مي‌شود و از همان زمان نام خود را به «مرلين مونرو» تغيير مي‌دهد.

او در اوج شهرت و در سن 29 سالگي با «آرتور ميلر»، نمايشنامه‌نويس آمريکايي ازدواج مي‌کند و از همان زمان به آيين يهوديت مي‌پيوندد ولي اين ازدواج نيز تنها 6 سال به طول مي‌انجامد.

يک سال بعد جسد «مونرو» در خانه‌اش در کاليفرنيا پيدا مي‌شود، علي‌رغم آنکه مرگ او در آنزمان مصرف بيش از حد دارو‌هاي خواب آور اعلام شد ولي همواره اين شبهه وجود داشته است، که او توسط خانواده کندي‌هاي به قتل رسيده است، گفته مي‌شد که او با «جان.اف. کندي»، رييس جمهور آمريکا و برادرش «رابرت کندي» روابط غيراخلاقي داشته و تهديدي براي موقعيت سياسي آنها به شمار مي‌رفته ولي اين اتهام هيچگاه به اثبات نرسيد.

 

جنازه مرلين مونرو در صحنه جنايت

 

جنازه مرلين مونرو در سردخانه

 

اليزابت شورت:

«اليزابت اسکات» در سال 1946 دختر 22 ساله زيبايي بود که با روياهايي طلايي از بوستون به هاليوود آمد و در سال 1947 او تنها يک جسد بي‌جان بود.

 

کشف جنازه اليزابت شورت در حياط خانه‌اش

 

جنازه «اسکات» چند روز پس از قتل او با شکايت همسايه‌ها از بوي تعفني که از خانه او مي‌آمد در حاليکه قطعه قطعه شده بود توسط پليس کشف شد.

او در همان مدت کم از سوي رسانه‌ها به داشتن روابط غيراخلاقي متعدد متهم شده بود.

اگرچه هيچگاه راز قتل او کشف نشد ولي هاليوود از روي داستان زندگي‌اش فيلم «کوکب سياه» را ساخت که جنجال زيادي به پا کرد.

_پگ انتويستيل:

 

نماد هاليوود در لس‌آنجلس

اين بازيگر سينما و تلويزيون انگلستان را به اميد رسيدن به سراب خوشبختي در هاليوود ترک کرد ولي ناکامي‌هاي اين صنعت سينمايي آنچنان به او فشار آورد که در سال 1932 در عنفوان جواني در سن 24 سالگي خود را از کلمه H نماد HOLLYWOOD خود را به پايين پرت کرد و پس از آن به شهرتي که هاليوود نتوانسته بود آنرا به او بدهد، دست يافت ولي به قيمت جانش.

_________________________________________

گزارش از : نرگس محمدي

منبع: فارس

مجمع نویسندگان پیرو خط رهبری مجمع نویسندگان پیرو خط رهبری یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۱ - ۲۱:۵۲ نظر(0)

مجمع نویسندگان پیرو خط رهبری مجمع نویسندگان پیرو خط رهبری یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۱ - ۲۱:۴۱ نظر(0)
هر کسی که فیلم‌های هالیوودی، از فیلم‌های جاسوسی پس از جنگ «آلفرد هیچکاک» گرفته تا «پرده پاره» او در سال 1966 را تماشا کند، به خوبی می‌داند که هالیوود فریفته ژانر «جاسوسی» است ولی تنها عده کمی‌ می‌دانند که سازمان سیا؛ از دهه 70 در فیلم‌هایی چون «سه روز کندور» و تا به امروز در فیلم‌هایی چون «هویت بورن» و «لاشه دروغ‌ها» حضوری غیر قابل کنترل داشته است.

 

 

 

روزنامه گاردین در گزارشی نوشت که در فیلم «سقوط شاهین سیاه» به کارگردانی «ریدلی اسکات» که براساس داستانی واقعی ساخته شده، شخصیت اصلی فیلم که یک سرباز بی‌اخلاق و متجاوز است به دستور وزارت دفاع سانسور می‌شود.

 

 رابطه سازمان سیا (آژانس اطلاعات مرکزی) آمریکا و پنتاگون و هالیوود از جمله محورهای جالب و البته کمتر پرداخته شده در موضوعات مربوط به سینماست. این رابطه در موارد بسیاری بصورت یک‌طرفه صورت می‌گیرد، به نوعی که سیا و پنتاگون نقش سانسورکننده را در هالیوود بازی می‌کنند. این سانسور اگرچه به‌صورت اخذ مجوز ساخت نیست ولی زمانی که فیلمسازان قرار است فیلمی را تولید کنند که نیازمند حمایت مالی و تجهزاتی است، آنجاست که فیلمنامه و صحنه‌هایی از فیلم باید طبق نظر آن‌ها تغییر یابد، به طوری که روزنامه گاردین در گزارشی نوشت که در فیلم «سقوط شاهین سیاه» به کارگردانی «ریدلی اسکات» که بر اساس داستانی واقعی ساخته شده، شخصیت اصلی فیلم که یک سرباز آمریکایی، شخصی بی‌اخلاق و متجاوز ‌است ولی به دستور وزارت دفاع، این مسئله سانسور می‌شود و عوامل فیلم هم به جهت نیاز به حمایت پنتاگون از فیلم به خواسته آن‌ها تن می‌دهند.

خبرگزاری فارس سعی دارد در این گزارش به این رابطه و حواشی آن بپردازد:

 

* روایت روزنامه گاردین از ارتباط سیا با هالیوود

 

سازمان سیا از همان ابتدا به دنبال راهی بود تا بتواند همان‌گونه که در سایت خود نیز نوشته به مخاطبان القاء کند که رهبران جامعه بدون این سازمان نمی‌توانند از ملت محافظت کنند،بنابراین همواره به دنبال این بود تا به طرق مختلف با روسا و افراد بانفوذ هالیوود ارتباط برقرار کند.

روزنامه گاردین در مطلبی تحت عنوان «پیشنهادی که آن‌ها (هالیوودی‌ها) نمی‌توانند رد کنند» می‌نویسد:

هر کسی که فیلم‌های هالیوودی، از فیلم‌های جاسوسی پس از جنگ «آلفرد هیچکاک» گرفته تا «پرده پاره» او در سال 1966 را تماشا کند، به خوبی می‌داند که هالیوود فریفته ژانر «جاسوسی» است ولی تنها عده کمی‌ می‌دانند که سازمان سیا؛ از دهه 70 در فیلم‌هایی چون «سه روز کندور» و تا به امروز در فیلم‌هایی چون «هویت بورن» و «لاشه دروغ‌ها» حضوری غیر قابل کنترل داشته است.

 

* خریداری حقوق فیلم «مزرعه حیوانات» توسط سازمان سیا

 

این روزنامه در ادامه می‌نویسد: سازمان سیا فقط نقش راهنمایی‌کننده فیلمسازان را ‌ندارد، بلکه به آن‌ها رشوه نیز می‌دهد، این سازمان در سال 1950 حقوق مربوط به «مزرعه حیوانات» جورج اورول را خریداری کرد و سپس در سال 1954 برای ساخت نسخه انیمیشن این فیلم در انگلستان سرمایه‌گذاری کرد.

 

* اولین نماینده رسمی سازمان سیا در هالیوود کیست؟

 

چیس براندون

 

 

«چیس براندون» با حدود 4 دهه سابقه کار در سازمان سیا اولین نماینده این سازمان در هالیوود بود.

اولین بار سال 1995 قردادی میان هالیوود و سازمان سیا به امضا رسید که بر اساس آن شخصی به نام «چیس براندون»، یکی از مامورین کهنه‌کار سازمان سیا، از آن پس بر فیلمنامه‌ها و پروژه سینمایی، بالاخص آن‌هایی که به نوعی با موضوع سازمان سیا در ارتباط بودند، نظارت داشت.

حضور «چیس براندون» در هالیوود به ذائقه بسیاری خوش نیامد و بسیاری به طرق مختلف به این قضیه اعتراض کرده و حضور او را به نوعی خیانت به شعار آزادی بیان در سینما عنوان کردند.

 

* فیلم‌هایی که زیر نظر براندون ساخته شد

 

با همه این اعتراض‌ها «براندون» به کار خود در سینما ادامه داد و طی این سال‌ها فیلم‌های زیادی زیر نظر او ساخته شدند که از جمله آن‌ها می‌توان به «دشمن حکومت»، «کمپانی بد»، «جیمزباند»، «کمپانی جاسوس‌ها»، «استخدام»، «مجموعه همه ترس‌ها»، «هویت بورن»‌، «24» و چند پروژه تلویزیونی اشاره کرد.

البته او چندان هم از فیلم‌های ساخته شده راضی نبود، آن‌چنانکه درباره فیلم «بازی جاسوسی» با هنرنمایی «رابرت ردفورد» و «براد پیت» گفت: این فیلم جزء آن پروژه‌هایی است که هیچ وقت دوست نداشتم جزئی از آن باشم.

او همچنین ضمن آنکه فیلم «24» را به هیچ عنوان مورد تایید سازمان سیا نمی‌داند، درباره «هویت بورن» نیز می‌گوید: این فیلم افتضاح است، از صفحه 25 به بعد او را باید آتش زد.

«چیس» که از همکاری با پروژه «سریانا» با بازی «جورج کلونی» سر باز زده است، در یکی از مصاحبه‌های خود در این‌باره می‌گوید: شخصیت «کلونی» به عنوان مامور سابق سازمان سیا در این فیلم یک جنایتکار معرفی شده و من با چنین پروژه هیچ‌وقت همکاری نمی‌کنم.

 

* نظر نماینده سیا درباره فیلم جیمز باند

 

«براندون» در یکی دیگر از مصاحبه‌های خود درباره فیلم «جیمز باند» نیز این‌گونه می‌گوید: «جیمزباند»، بدترین فیلم جاسوسی است که تاکنون ساخته شده است. مامور 007 در این فیلم بدون آنکه هویت خود را پنهان کند مرتبا درگیر جنگ‌های خونین و فرارهای نمایشی می‌شود، او کار خود را خوب انجام نمی‌دهد، مامور سازمان سیا بودن یک شغل نیست، یک حرفه نیست، یک سبک زندگی است.

در حالی که حدود 6 سال از کار «چیس براندون» (پسر دایی «تامی لی جونز»، بازیگر آمریکایی) در هالیوود می‌گذشت، با وقوع حادثه 11 سپتامبر سازمان سیا مورد سرزنش‌های زیادی قرار گرفت و به بی‌لیاقتی محکوم شد که نتوانسته با آن بودجه‌های میلیاردی، چنین حادثه تروریستی را پیش‌بینی کند.

 

* با حوادث 11 سپتامبر فعالیت سیا در هالیوود گسترش می‌یابد

 

کمی پس از وقوع این حادثه، سازمان سیا در دیدارهای مکرر با «چیس براندون»، از او خواست تا فعالیت خود را در هالیوود گسترش دهد و در این میان «بوش» نیز مشاور ارشد خود «کارل روو» را به لس‌آنجلس فرستاد تا با روسای هالیوود دیدار کند و درباره راه‌هایی که از طریق آن‌ها می‌توان نظر عموم مردم را به سمت حمایت از نیروهای نظامی آمریکا سوق داد، گفت‌وگو کنند.

 

* جلسه سیا و پنتاگون با دیوید فینچر و اسپایک جونز

 

«سیا» و «پنتاگون» رسما از فیلمنامه‌نویسان و کارگردانانی چون «دیوید فینچر» و «اسپایک جونز» خواستند تا در همکاری با مقامات این دو سازمان فکر بکری کنند تا شاید جلوی حملات تروریستی آینده گرفته شود و در ازای آن پنتاگون نیز تسهیلات نظامی زیادی در اختیار هالیوود قرار خواهد داد، این می‌شود که «فینچر» کمی بعد «اتاق وحشت» را می‌سازد که داستان تجاوز سه دزد به خانه‌ای امن در نیویورک است.

نشست‌ها و ملاقات‌های مکرر مقامات سیاسی آمریکا و چهره‌های شاخص هالیوود همچنان ادامه داشت و اکثر این نشست‌ها توسط موسسه فن‌آوری‌های خلاقانه دانشگاه کالیفرنیا جنوبی هماهنگ و برگزار می‌شد.

 

* دوره‌های آموزشی هنر برای سربازان

 

طی این نشست‌ها برای سربازان دوره‌های آموزشی هنر گذاشته شد و از سویی دیگر، فیلمنامه‌نویسان نیز به خواسته «سیا» و «پنتاگون»، فیلمنامه‌هایی درباره «ترور» می‌نوشتند.

به عقیده آن‌ها، اغلب هنر راهی به سوی واقعیت است و به اعتراف برخی از مقامات سازمان سیا، هنر، نوشته‌ها و فیلمی که حاصل کار فیلمنامه‌نویسان و کارگردانان است در واقع می‌تواند الهام‌بخش واقعیات باشد.

سازمان «سیا» نیز از سال 2002 با همکاری دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، دست به ساخت یک‌سری گسترده از بازی‌های کامپیوتری زد که شاید از آن طریق بتواند حملات احتمالی به آمریکا را پیش‌بینی و دفع کند.

 

* معارفه دومین نماینده رسمی سازمان سیا در هالیوود/«پل باری»، نیرویی با دو دهه سابقه در سازمان سیا

 

اوایل سال 2007 جلسه‌ای با حضور شخصیت‌های تراز اول سینمای هالیوود و برخی از کارکنان ارشد سازمان سیا برگزار شد، در این جلسه «پل جیمی‌گلیانو» که سخنگوی سازمان سیا بود، «پل باری» را به عنوان نماینده و مشاور سازمان سیا در هالیوود معرفی کرد.

«پل باری»، 47 ساله اهل بوستون، خود یکی از ماموران کهنه‌کار سازمان سیا بود.

در این جلسه که به صورت محرمانه برگزار شد، قرداد توسعه همه‌ جانبه همکاری هالیوود و سازمان سیا به امضای دو طرف رسید، اهمیت این طرح تا به آنجا بود که ریاست آن را ژنرال «مایکل هایدن»، رییس پیشین سازمان سیا و دستیار اول «جان نگروپونته»، مدیر آژانس امنیت ملی به عهده داشت.

 

ژنرال مایکل هایدن رئیس پیشین سازمان سیا

 

«پل باری» طی این سال‌ها بر ساخت چندین پروژه مهم سینمایی و تلویزیونی نظارت داشته که مهمترین‌ آن‌ها «جنگ چارلی ویسلون» ساخته «مایک نیکولز» و «چوپان خوب» ساخته «رابرت دنیرو» است.

 

* باری: امیدواریم بتوانیم با کمک سینما چهره منفی «سیا» را بهبود ببخشیم

 

او درباره نیاز سازمان سیا به صنعت سینمای هالیوود در یکی از مصاحبه‌های خود گفت: مشکل بزرگی که در رابطه با این سازمان وجود دارد، تصویر منفی است که در اذهان عمومی شکل گرفته است، ما امیدواریم بتوانیم با کمک سینما این تصویر را بهبود ببخشیم و آن را در این حالت ثبات بخشیم.

به گفته «پل جیمی‌گلیانو»‌، «پل باری» بیش از دو دهه سابقه فعالیت در سازمان سیا دارد و با همه قسمت‌های این سازمان چه در ایالات متحده آمریکا و چه در سراسر دنیا آشنایی کاملا دارد، او نه تنها می‌داند که سازمان سیا چگونه از آمریکا محافظت می‌کند، بلکه تمام زندگی‌اش را به طور حرفه‌ای فدای حمایت و بهبود اهداف این سازمان کرده است.

در نشست سال 2007، وظیفه «باری» در هالیوود این‌گونه تشریح می‌شود: او در رابطه با فیلمنامه‌ها و داستان‌های‌شان مشاوره می‌دهد، ترتیب مصاحبه با زنان و مردانی را می‌دهد که عمرشان را در عملیات‌های جاسوسی سپری کرده‌اند و زمینه ملاقات با رؤسای سازمان سیا را فراهم می‌آورد تا فیلمنامه‌نویسان و کارگردانان، زمینه فکری لازم در ارتباط با مسائل جاسوسی را به دست آورند.

سخنگوی سازمان سیا در این نشست گفت: ما برای انتخاب نماینده‌مان در هالیوود، گزینه‌های مناسب بسیار زیادی داشتیم ولی به عقیده ما، او همان کسی است که ما می‌خواهیم. «باری» سازمان سیا را از بالاترین تا پایین‌ترین مقام می‌شناسد، با تفکرات حاکم بر این سازمان به اندازه کافی آشنایی دارد و در عین حال از انرژی و تیزبینی خارق‌العاده‌ای برخوردار است.

 

* «دنی بایدرمن» پوششی بر فعالیت‌های محرمانه سیا در هالیوود

 

او برای ساخت فیلم «جیمزباند» به استخدام کمپانی «گلدن مایر‌» درآمد.

دنی بایدرمن، مشاور فنی سازمان سیا در هالیوود

 

ابزار جاسوسی در فیلم‌ها

 

نکته قابل توجهی که درباره دو مامور رسمی سازمان سیا در هالیوود وجود دارد، این است که در صورتی که نام هالیوود را در سایت رسمی سازمان سیا جست‌وجو کنید، به جای نام این دو، نام «دنی بایدرمن» نویسنده کتاب «دنیای خارق‌العاده جاسوسی تخیلی» و مشاور فنی سازمان سیا در هالیوود به چشم می‌خورد.

«بایدرمن» که به اعتراف خودش از 10 سالگی دوست داشته که یک جاسوس باشد، تحت تعلیم سازمان سیا قرار می‌گیرید و از آن پس به عنوان مشاور و کارشناس به استخدام استودیوهای بزرگی چون «برادران وارنر» و «موسسه سینمایی آمریکا» در می‌آید و همچنین برای ساخت فیلم «جیمزباند» با کمپانی «مترو گلدن مایر» قرداد می‌بنند.

وظیفه «بایدرمن» نظارت بر فیلم‌های جاسوسی و طراحی ابزارهای جاسوسی پیچیده در فیلم‌هایی از این دست است تا هرچه واقعی‌تر و جذاب‌تر به نظر برسد.

 

سانسور در هالیوود:

هر فیلمسازی که برای ساخت فیلمش نیاز به تسهیلات داشته باشد بالاخص در عرصه نظامی، باید تن به نظارت مستقیم پنتاگون و سازمان سیا بدهد و در این میان شاید نیاز به بازنویسی چندباره یک فیلمنامه باشد. (کتاب «سیا در هالیوود» نوشته «تریشیا جنکینز»)

روزنامه «گاردین» به نقل از «باب بائر» یکی از ماموران سابق سیا می‌نویسد: همه این مردمی که استودیوها را مدیریت می‌کنند، به واشنگتن می‌‌آیند و با سناتورها سر و کله می‌زنند، با رؤسای سیا و هر آنکه مقامی دارد گفت‌وگو می‌کنند و چانه‌ها می‌زنند.

روزنامه گاردین گواه این ادعا را «لوئیگی لوراسچی»، رییس موسسه سانسور داخلی و خارجی کمپانی پارامونت در اوایل دهه 50 میلادی می‌داند، که چندی پیش ماهیت او به عنوان یکی از ماموران مخفی سازمان سیا در رسانه‌ها برملا شد.

«تریشیا جنکینز» نیز در قسمتی از کتاب خود تحت عنوان «سیا در هالیوود»، به این مسئله می‌پردازد که «سازمان سیا از همکاری با هالیوود چه می‌خواهد؟».

او در جواب به این سوال این‌گونه می‌نویسد: سازمان سیا به دنبال سه چیز است:

_رسیدن به اهداف دوره‌ای (که با توجه به اتفاقات هر دوره تغییر می‌کنند)

_احیاء دوباره چهره مخدوش خود پس از جنگ سرد و بالاخص حادثه 11 سپتامبر

_چهره‌ای از خود ارائه دهد که اولا در همه زمان در همه جا حاضر است، ثانیا حضور او در همه همراه با قدرتی مطلق و شکست‌ناپذیر است.

 

* فیلم‌هایی که قربانی فشارهای پنتاگون شدند

 

در کنار خواسته سازمان سیا از هالیوود، پنتاگون نیز از این صنعت سینمایی خواسته‌هایی دارد که عمده‌ترین آن ارائه چهره‌ای با اقتدار، حرفه‌ای و شکست‌ناپذیر از ارتش آمریکاست و البته برای رسیدن به این خواسته خود گاهی فیلمسازان و فیلمنامه‌نویسان را تا اندازه‌ زیادی تحت فشار قرار می‌دهد تا آنجا که به گفته کتاب «عملیات هالیوود» فیلم‌های زیادی در این میان بوده‌اند که قربانی خواسته «پنتاگون» شده‌اند ولی در این میان می‌توان به دو فیلم «روز استقلال» ساخته «رونالد امریچ» محصول سال 1996 میلادی و «جی.آی.جین» به کارگردانی «ریدلی اسکات» در سال 1997 میلادی و با حضور «دمی مور» اشاره کرد.

 

*شخصیتی که در فیلم «سقوط شاهین سیاه» به دستور پنتاگون سانسور شد

 

فیلم سقوط شاهین سیاه ساخته ریدلی اسکات

 

روزنامه «گاردین» نیز در گزارشی تحت عنوان «پیشنهادی که آن‌ها نمی‌توانند رد کنند»، این مطلب را تایید کرده است و می‌نویسد:

«پنتاگون» برای دهه‌های متمادی به هالیوود مشاوره می‌دهد و تجهیزات نظامی در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد، ولی «پنتاگون» در ازای این تسهیلات از هالیوودی‌ها می‌خواهد که نیروهای ارتش آمریکا را آن‌گونه که آن‌ها می‌خواهند، تصویر کنند.

آن‌چنانکه به گفته این روزنامه در فیلم «سقوط شاهین سیاه» به کارگردانی «ریدلی اسکات» که براساس داستانی واقعی ساخته شده، شخصیت اصلی فیلم که یک سرباز آمریکایی، شخصی بی‌اخلاق و متجاوز نیز هست ولی به دستور وزارت دفاع، این مسئله سانسور می‌شود.

 

* دو نمونه از فیلم‌هایی که قربانی فشار پنتاگون شد

 

_فیلم «روز استقلال»:

 

 

فیلم روز استقلال

 

نویسنده «روز استقلال»، برای جلب رضایت سران پنتاگون، فیلمنامه را چندین بار بازنویسی می‌کند ولی در نهایت نیز مجبور می‌شود بدون حمایت آن‌ها فیلم را بسازد.

این فیلم که درباره هجوم بیگانگان به زمین بود، دربرگیرنده صحنه‌های جنگی بسیار زیادی بود که برای ساخت آن به بودجه بسیار زیادی نیاز بود، به همین خاطر عوامل فیلم دست به دامان «پنتاگون» شدند ولی سران پنتاگون پس از خواندن فیلمنامه که نوشته «دین دولین» بود، اعلام کردند که از این فیلمنامه به قدر کافی راضی نیستند و حاضر نیستند به چنین فیلمی کمک مالی و تجهیزاتی کنند.

به گفته مقامات وزارت دفاع، این فیلم به قدر کافی ارتش آمریکا را کارآمد و باکفایت نشان نداده است.

در نسخه اول فیلمنامه تمامی تلاش‌های ارتش برای مبارزه با موجودات فضایی با شکست روبرو می‌شود و درنهایت نیز یک غیر نظامی است که نتیجه این مبارزه را تغییر می‌دهد.

«دین دولین» پس از تلاش‌های فراوان، زمانی که می‌بیند قادر نیست مقامات آمریکایی را راضی به همکاری کند، طی نامه‌ای به «فیل استراب»، رئیس بخش ارتباطات فیلمسازی وزارت دفاع آمریکا، رسما اعلام می‌کند که حاضر است که فیلمنامه را به طور کلی تغییر دهد و قهرمان داستان را فردی ارتشی معرفی کند.

با همه این‌ها در نهایت باز هم پنتاگون نتیجه حاصله را موفقیت‌آمیز ندانسته و در نهایت هیچ کمکی به ساخت فیلم «روز استقلال» نمی‌کند.

 

_فیلم «جی.آی.جین»:

 

فیلم جی.ای.جین با بازی دمی مور و کارگردانی ریدلی اسکات

 

«ریدلی اسکات» برای به دست آوردن حمایت مالی وزارت دفاع آمریکا، بیش از شش صحنه فیلم را به طور کلی تغییر می‌دهد.

«ریدلی اسکات» در سال 1996 تصمیم به ساخت این فیلم می‌گیرد ولی تلاش می‌کند تا برای گرفتن کمک مالی و دستیابی به تجهیزات نظامی لازم، نظر پنتاگون را جلب کند ولی او نیز با بی‌توجهی این سازمان روبرو می‌شود و علی‌رغم آنکه «ریدلی اسکات» برای جلب توجه آن‌ها حاضر می‌شود حداقل شش صحنه از فیلم را به طور کامل تغییر دهد ولی با این حال این پروژه مورد تایید مقامات قرار نمی‌گیرد و «اسکات» مجبور می‌شود تا این فیلم را بدون حمایت پنتاگون بسازد.

 

«ریدلی اسکات» دلیل عدم توافق با پنتاگون را یکی موافقت نکردن آن‌ها با تراشیده شدن سر شخصیت اصلی فیلم که یک زن بود عنوان می‌کند و دلیل دوم را نیز خواسته بی‌جای آن‌ها برای تغییر نام فیلم می‌داند.

فیلم «جی.ای.جین»، داستان زنی (با بازی «دمی مور») است که تمام تلاش خود را برای ورود به نیروی دریایی آمریکا می‌کند و در این میان به خاطر زن بودنش مورد تمسخر بسیاری قرار می‌گیرد.

 

* کتاب‌هایی که در ارتباط با تاثیر سازمان سیا و پنتاگون در هالیوود، نوشته شده است

 

در زیر اشاره داریم به چند عدد از این کتاب‌ها:

 

* کتاب «هالیوود و سازمان سیا» (سینما؛ دفاع، ویرانی) (رسانه، جنگ و امنیت)

این کتاب نوشته مشترک «الیویر بود بارت»،«دیوید هرارا» و «جیم بائومان» است که 5 آوریل 2011 منتشر شده است.

این کتاب فیلم‌هایی که طی 5 دهه اخیر ساخته شده است را از چهار نقطه نظر زیر بررسی کرده است:

_تا چه حد این فیلم‌ها به صورت آشکار سیاسی هستند؟

_تا چه حد این فیلم‌ها مورد قبول سازمان سیا هستند یا خیر؟

_جهت‌گیری نسبی این فیلم‌ها نسبت به موضوع جاسوسی.

-برجستگی نسبی سازمان سیا در این فیلم‌ها.

 

* کتاب عملیات هالیوود: پنتاگون چگونه بر ساخت فیلم‌ها تاثیر می‌گذارد و آن‌ها را سانسور می‌کند؟

 

کتاب عملیات در هالیوود

 

«دیوید ال راب»، روزنامه‌نگار مشهور آمریکا در این کتاب که آوریل 2004 منتشر شده است، نقش سیاست، پنتاگون و سازمان سیا بر ساخت یک فیلم را بررسی کرده است.

«ال راب»، هدف خود از نوشتن این کتاب را این‌گونه عنوان می‌کند: می‌خواهم مخاطبان بدانند که آنچه که در سینما به روی پرده می‌بینند، تنها آن چیزی نیست که کارگردان فیلم می‌خواسته است.

 

* کتاب «آژانس: استعداد از هالیوود، مدیریت از سیا»

 

کتاب استعداد از هالیوود مدیریت از سیا

 

این کتاب 26 جولای 2011 منتشر شده، «گادفرد» در این کتاب به بررسی شبکه‌ای از ماموران ویژه سازمان سیا می‌پردازد که به عنوان بازیگر، پاپارازی و ... وارد سینمای هالیوود می‌شوند و کارشان نظارت بر پروژه‌های سینمایی است.

 

* کتاب «سیا در هالیوود: چگونه این سازمان بر ساخت فیلم‌ها در سینما و تلویزیون تاثیر می‌گذارد»

 

کتاب سیا در هالیوود نوشته تریشیا جنکینز

این کتاب 1 مارس 2012  توسط «تریشیا جنگینز» منتشر شده است.

در توضیح این کتاب آمده است: تصور شما درباره سازمان سیا چیست؟ سازمانی که نمی‌تواند از جاسوسان خود محافظت کند؟ سازمانی خشن و بی‌رحم که کارش سازماندهی عملیات‌های محرمانه و ترورهاست؟ تماشاچیان باهوش سینما و تلویزیون به خوبی می‌دانند که این تصورات نسبت به سازمان سیا نه تنها وجود ندارد بلکه مخصوصا طی سال‌های اخیر تصویر بسیار مثبتی از این سازمان و کارکنانش در فیلم‌ها به تصویر کشیده شده است.

و البته حقیقتی که تنها تعداد بسیار کمی درباره آن می‌دانند این است که سازمان سیا چه تاثیر فعالی در شکل گیری محتوای فیلم‌ها در سینما و تلویزیون دارد.

این کتاب فیلم‌های بسیاری از جمله «کمپانی جاسوس‌ها»، «سریانا»، «چوپان خوب»، «استخدام»، «دشمن حکومت» و «مجموعه همه ترس‌ها» را فیلم‌هایی می‌داند که به سفارش مستقیم سازمان سیا ساخته شده‌اند.

 

 

فارس نیوز